פֿـבآیـــآ بـِـﮧ سَلـآمَــتـﮯ פֿـوבت! نـَ ـﮧ بَنــבه ےِ [بـیـפֿـوבت]
Home ProFile Links Archive
دنیا کوچک است
دنیا کوچکتر از آن است
 
که گمشده‌ای را در آن یافته باشی
 
هیچ‌کس اینجا گم نمی‌شود
 
آدم‌ها به همان خونسردی که آمده‌اند
 
چمدانشان را می‌بندند
 
و ناپدید می‌شوند
 
یکی در مه
 
یکی در غبار
 
یکی در باران
 
یکی در باد
 
و بی‌رحم‌ترین‌شان در برف
 
آنچه بر جا می‌ماند رد پایی‌ست
 
و خاطره‌ای که هر از گاه پس میزند
 
مثل نسیم پرده‌های اتاقت را...
 

برچسب‌ها:
دلت که میگیرد ....
دلت که میگیرد
 
دست ها را دخیل میکنی روی نرده های تراسی که هیچ وقت نداشتید
 
و زل میزنی به شمعدانی های توی باغچه ،
 
اهمیتی هم نمیدهی
 
که نه باغچه ای در کار است
 
نه گلی به نام شمعدانی.
 
وقتی دلت میگیرد
 
دوست نداری به این چیز ها فکر کنی.
 
 

برچسب‌ها:
تمام میشوم.....
فکرت از سرم افتاد
 
به همین راحتی
 
نه آسمان به زمین آمد
 
و نه دنیا تیره و تار شد
 
ساده تر از آنچه فکرش را می کردم از سرم افتادی
 
افتادی درست وسط چشمانم
 
و با هر قطره ی اشکم فرو می ریزی
 
عاقبت تمام می شوی !
 
تمام می شوی
 
تمام می شوم …
 

برچسب‌ها:
دختر است دیگر
دختر است دیگر
 
گاهی دلش میخواهد بهانه های الکی بگیرد
 
به هوای آغوش تو…
 
شانه های تو که بعد تو آرام…
 
خیلی آرام در گوشش زمزمه کنی
 
ببین…
 
من عاشقتم





 

برچسب‌ها:
دلم تنگ شده . . . هِه
گآهی دِلــَت نــِمیخوآهــَد . . .
 
دیــروز رآ بِه یآد بــیآوَری . . .
 
اَنگــیزه ای بــَرایِ فــَردآ هـَم نــَدآری . . .!!
 
وَ حآل هــَم کِه . . .
 
گآهی فــَقــَط دِلــَت میخوآهــَد . . .
 
زآنوهایــَت را تــَنگ دَر آغوش بــِگیری . . .
 
وَ گوشــِه ای اَز گوشــِه تــَرین گوشـِه ای کِه می شــِنآسی . . .
 
گریـــه کنی . . . گریه

 


برچسب‌ها:
چیزی ک واسه خودمم اتفاق افتاد........
به خدا گفتم:
 
خدایا تو که میدونستی تنهام میذاره
 
پس چرا بهم نگفتی؟!
 
خدا گفت:
 
از بس بهت گفت دوستت دارم
 
منم باورم شد…
 
این دقیقا واسه من اتفاق افتاد
 
فکر کنم از بس بهم گفت دوست دارم
 
دیگه خداهم باورش شدگریه
 
 

برچسب‌ها:
چگونه دوام بیاورم
بعضی ها 
 
هیچ وقت آدم نمی شوند !
 
در چرخه ی تکامل …
 
چگونه ظاهرِ آدم یافتند
 
نمیدانم !
 
خصلتشان زخم زدن است !
 
و خراشیدنِ روح !
 
حالا تو بگو
 
چگونه در کنارِ چنین گرگهایی ..
 
اگر چنگ در نیاوری !
 
دوام می یــابــی !
 

برچسب‌ها:
خدای سکوت
این روزها
 
من خدای سکوت شده ام
 
خفقان گرفته ام
 
تا آرامش اهالی دنیا
 
خط خطی نشود...
 
اینجا زمین است
 
اینجا زمین است
 
رسم آدمهایش عجیب است
 
اینجا گم که میشوی
 
بجای اینکه دنبالت بگردن
 
فراموشت میکنن.........
 

برچسب‌ها:
سرشار از.................. هــــِــِــــی
نگاهم میکنی
 
نگاهت سرشار از تحقیر است
 
ومن این را خوب می فهمم
 
من می فهمم از روزی که رفتی جای عکسم در کیف پول تو خالی شد
 
و این را می فهمم که چرا صدای زنگ تلفنت لبخند را روی لبانت خشک می کرد
 
من می فهمم تو چرا دیگر نمی خندی
 
من میفهمم تو چرا دیگر نمی آیی
 
من دردهایت را خوب می فهمم
 
غصه هایت را 
 
زخم هایت را
 
خوب لمس میکنم
 
تو هم فهمیدی
 
تو هم دیدی ساطور نگاهت چگونه قلبم را هزار تکه کرد
 
تو هم دیدی
 
اشکهای هر شبم را دیدی یا ندیدی
 
مهم نیست
 
هرچه بود روز های خوشی بود
 
ممنون ضربه ات کاری بود
 

برچسب‌ها:
می آیی اما........
آرام که می شوی آغوشت امن ترین مامن دنیا می شود
 
تو می آیی آرام مثل همیشه
 
این بار آمده ای که چمدانت را ببندی
 
تو میگویی دیگر نمی آیی
 
من هم می دانم نمی آیی
 
اما دلم غصه می خورد
 
باید او را توجیه کنم
 
کاش هیچگاه نمی امدی
 
تا خدای گنجینه واژه هایم نمی شدی
 
تا شاه دلنوشته هایم نمی شدی
 
حالا که آمدی کمی بیشتر بمان
 
ومرا در گوشه ای از گوشه های قلبت مهمان کن
 
قول می دهم زیاد مزاحم نشوم.............
 

برچسب‌ها:
آموخته ام .........
آموخته ام که خداعشق است
 
وعشق تنهاخداست
 
آموخته ام که وقتی ناامیدمی شوم
 
خداباتمام عظمتش عاشقانه انتظارمی کشد
 
دوباره به رحمت او امیدوارشوم
 
آموخته ام اگرتاکنون به آنچه خواستم نرسیدم
 
خدابرایم بهترش رادرنظرگرفته
 
آموخته ام که زندگی دشواراست
 
ولی من ازاوسخت ترم...
 
 

برچسب‌ها:
اگر ...
من اگر عاشقانه مینویسم...
 
نه عاشقم و نه معشوق کسی!
 
فقط مینویسم تاعشق یاد قلبم بماند...
 
در این ژرفای دل کندن ها
 
عادت ها
 
و هوس ها
 
فقط تمرین آدم بودن میکنم...
 
من خودمم ، شبیه کسی نیستم...
 
اگر می خواهی مثل بقیه باشم...
 
بقیه هستن!!!
 
با تو از عشق میگفتم ...
 
از پشیمانی ...
 
از اینکه فرصتی دوباره هست یا نه ؟!!
 
اما در جواب صدایی بی وقفه میگفت ..
 
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میباشد...
 
نشانی ام عوض نشده ...
 
هنوز در همین خانه ام ..
 
فقط دیگر زندگی نمیکنم ...!!
 
آغوش گرمم باش ...
 
بزار فراموش کنم لحظه هایی راکه در سرمای بی کسی لرزیدم ...
 
فراموش کردنت کار سختی نیست ...
 
فقط کافیه دراز بکشمو چشمامو ببندم ...
 
و برای همیشه بمیرم ...
 
قرار بود تو سنگ صبورم بشی ...!
 
اما تو سنگ شدی و من صبورم...
 

برچسب‌ها:
خدایـــــــــــــــــــا . . .
ﺧﺪﺍﯾــــــــــــــــــــــــﺎ ...
 
ﮔـــــــــــﺮﯾــــــــــﺴﺘــــﻢ
 
ﺑـــــــــــــــﺮﺍﯼ ﺍﻭ ...
 
ﺍﺯ ﺗـــــــــــــﻪ ﺩﻝ ! ﺍ
 
اﻣــﺎ ...!
 
ﺗــــﻮ هم ﺑــــــــــــــــﺎﻭﺭﻡ نکردی...
 
ﺧــــــــــﺪﺍﯾــــــــﺎ ...
 
کاش به او میگفتی ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻤـــــــــــــﺶ ...
 
ﺣﺘـــﯽ ﺍﮔﺮ ﺑﻮﺩﻧﺶ ﻓﻘﻂ ﺛﺎﻧﯿﻪ ﺍﯼ ﺑود...
 
ﺣﺘﯽ ﺑﺎ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﻪ ﺑﺪ که با او همه چیز خوب بود
 
ﺣﺘـــــﯽ ﺍﮔﺮ ندانسته ﺑﺪﻯ ﮐــــــــﺭﺩ
 
ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﮕﻮ...
 
میگفتی ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻤــــــــــــﺶ !...
 
ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﭼﻪ ﮔﺬﺷــــــــــــﺖ ..
 
ﻣﻬﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ مـن فقط ﺑﺎ ﺍﻭ ﺷﺎﺩﻡ...
 
بگو ﺑـــــــــﻤـــــــــاند!!!
 
بخواه ﺑــــــــــــــــاشد!!!
 
ﮔــﺬﺷﺘـــــــــــﻪﻣﻬــــــــﻢ ﻧﯿـــﺴﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻤش خدایا ...
 
خـــــدایا می شنوی اگـر تو بخواهی همه چیز حل می شـود!!!!.
 
همـــــه چیـــــز..
 
بخـواه،...
 
من او را دوسـت دارم می شنوی؟
 
خدایا حرف دلم را میشنوی...
 
از ته دل دارم میگویم...
 
خودت گفته ای که !!!!
 
هر کس خالصانه از ته قلبش چیزی بخواهد..
 
او را پشیمان باز نمیگردانی...
 
خدایا صدایم میآید...
 
خسته ام .....

 


برچسب‌ها:
دلم تنگ است . . .
اگه یک نفرهر آنچه که...
 
از درونش برمی آید را بنویسد
 
بی شک بدانید که از درون او...
 
کسی رفته است!
 
می خواهم از تو بنویسم...
 
ولی!!!
 
ولی دلم برای تمام حرف هایی که دیگر نمیزنی
 
تنگ است..
 


برچسب‌ها:
نگران نباش حالش خوب است.....
نگران نباش حال دلم خوب است !!!
 
 
نه از شیطنت های کودکانه اش خبری هست
 
 
 
نه از شیون های مداومش ، به وقت خواستن تو …

 
 
آرام

 
 
جوری که نبینی و نشنوی

 
 
گوشه ای نشسته ،

 
 
و رویاهایش را به خاک می سپارد............
 
 

برچسب‌ها:
گــــآهـ ـے…!

گــــآهـ ـے…!

 

هَــــنوز گـ ـآهــــے…!

 

مَــــرآ بـ ـه

 

جــــآن تـ ـو قَـــــسَم مـ ـے دَهَـــــند…!

 

ببـــــین تَـــــنهـ ـآ مَـــن نیســـتَم

 

کــــه رَفتَــــــنَت رآ بــآوَر نمـــــــے کُـــنَم…!

 

 

 


برچسب‌ها:
آخرین چشم‌انداز

از سر عادت نیست

 

که وقتی می‌روی

 

تا دم در همراهی‌ات می‌کنم

 

و بعد تا آخرین چشم‌انداز

 

تا جایی که سر می‌چرخانی لبخند می‌زنی

 

مبهوت راه رفتنت می‌شوم باز

 

آخر

 

چیزی از دلم کنده می‌شود

 

که می‌خواهم با چشم‌هام نگهش دارم

 

لعنت به رفتنت

 

که قشنگ می‌روی

 

از سر عادت نیست

 

که هیچوقت باهات خداحافظی نمی‌کنم

 

عشق من!

 

رفتنت

 

همیشه یعنی برگشتن

 

از سر عادت نیست

 

که وقتی برمی‌گردی

 

حتا موهای سرم می‌خندد

 

هیچ چیزی دل‌انگیز‌تر از برگشتنت نیست

 

نارنجی!

 

تو که نمی‌دانی

 

وقتی برمی‌گردی

 

دنیا پشت سرت بی‌رنگ می‌شود

 

 

 

 

 


برچسب‌ها:
ﺧــــــــــــــــــــــــــﺪﺍ

ﺁﻧـﺎﻥ ﺳﺠـــﺎﺩﻩ ﻫـﺎ ﺭﺍ ﺁﺗــﺶ ﻣﻲ ﺯﻧﻨــﺪ

 

ﺍﻳﻨــﺎﻥ ﺑﺖ ﻫــﺎ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺷﮑﻨﻨــﺪ

 

ﻏﺎﻓــﻞ ﺍﺯ ﺍﻳﻨﮑـﮧ ﺧـــــــــــــﺪﺍ

 

ﻫﻤـــﺎﻥ ﺍﺳﺘــــ ﮐـﮧ ﺑﺮ ﻟﺒـــﺎﻥ ﻳﮏ

 

ﻗﻤــﺎﺭﺑــﺎﺯ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺑﺎﺧﺘﻦ ﺟﺎﺭﻳﺴﺖ

 

 

 


برچسب‌ها:
ﻗﺎﺗﻼﻥ ﺭﻭﺡ

ﻫﻤﻪ ﺧﺮﺍﺑﺘﺮ ﺍﺯ ﺧﺮﺍﺑﯿﻢ !

 

ﺑﯿﺨﻮﺩﯼ ﻻﻑ ﺁﺑﺎﺩﯼ ﻣﯿﺰﻧﯿﻢ

 

و ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺧﻼﻗﯿﻢ

 

ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺫﻫﻦ ﺧﻮﺩ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺗﺮﺳﯿﻢ

 

ﺩﺭ ﺧﻠﻮﺕ ﺧﻮﺩ ﺑﯽ ﺍﺧﻼﻕ !

 

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻨﻬﺎ ﺭﺍ ﺗﺎ ﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ

 

ﺧﻮﺩﺧﻮﺍهی های ﻣﺎ ﺍﺭﺿﺎ ﺷﻮﺩ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ !

 

ﻋﺸﻖ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻤﺒﻮﺩﻫﺎ

 

ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻣﺒﺎﺩﺍ

 

ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﻗﺘﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﯾﻢ !

 

ﻣﺎ ﻗﺎﺗﻼﻥ ﺭﻭﺡ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮﯾﻢ

 

ﻭﻗﺘﯽ ﺑﯽ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﺑﻪ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﻫﻢ ﺩﺭ ﮔﺬﺭﯾﻢ …

 

 

 


برچسب‌ها:
حالا که میروی

حالا که میروی کمی آهسته قدم بردار

 

نترس !!!

 

دل شکسته ام به پای تو نمیرسد

 

لطفا پشت سرت 

 

در زندگی را هم ببند ؛

 

خسته ام …

 


برچسب‌ها:

هدایت به بالا